<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علمی مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات هنرهای زیبا</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>شماره ۱۲ و ۱۳</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>خوانشی اگزیستانسیالیستی از مطالعه تطبیقیِ دو نمایشنامۀ هملت و رُوزنکرانتس و گیلدنسترن مرده‌اند</VernacularTitle>
			<FirstPage>4</FirstPage>
			<LastPage>25</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">105619</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>امیرحسین</FirstName>
					<LastName>ثقفی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه هنر تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>26</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی دو نمایشنامه‌ی هملت اثر ویلیام شکسپیر و روزنکرانتس و گیلدنسترن مرده‌اند اثر تام استوپارد از منظر فلسفه‌ی اگزیستانسیالیسم می‌پردازد. در هر دو اثر، شخصیت‌ها در جهانی گرفتار آمده‌اند که امکان کنشگری آزادانه در آن محل تردید است. هملت، هرچند ظاهراً درگیر انتخاب و مسئولیت فردی است، اما تحت نیرویی اجتناب‌ناپذیر به سوی انتقام سوق داده می‌شود. از طرفی، نمایشنامه‌ی استوپارد، با اتخاذ رویکردی پوچ‌گرایانه، جهانی را ترسیم می‌کند که در آن شخصیت‌ها فاقد هویت مستقل، اراده‌ی مشخص و توانایی تأثیرگذاری بر سرنوشت خود هستند. پژوهش حاضر با تمرکز بر نظریات اگزیستانسیالیستی، این دو اثر را از منظر مفاهیمی چون تقدم وجود بر ماهیت، اختیار و اراده‌ی آزاد، جبر، و هویت برخوردار از آگاهی تحلیل می‌کند. روش‌شناسی این پژوهش کیفی و از نوع نظری-بنیادی، مبتنی بر تحلیل تطبیقی و تحلیل محتوای کیفی بوده و داده‌ها از طریق مطالعات کتاب‌خانه‌ای گردآوری شده‌اند. تحلیل داده‌ها به روش تفسیری-مفهومی انجام شده و رویکرد پژوهش اگزیستانسیالیستی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهند که در هر دو نمایشنامه، شخصیت‌ها در چارچوبی بسته، بی‌آن‌که کنترلی واقعی بر سرنوشت خود داشته باشند، به‌سوی نقطه‌ی نهایی ناگریزشان پیش می‌روند؛ با این تفاوت که در اثر استوپارد، این وضعیت از طریق روایت و ساختار اثر، وضوح بیشتری یافته و با زیر سؤال بردن مفهوم اراده‌ی آزاد، نگاهی بدبینانه‌تر نسبت به موقعیت انسان در جهان ارائه می‌دهد. تحقیق پیش رو درصدد ارائه‌ی خوانشی انتقادی از اگزیستانسیالیسم، نشان می‌دهد که آزادی انسان تا چه میزان تحت تأثیر مفاهیمی چون شرایط محیطی و جبر ساختاری قرار دارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شکسپیر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هملت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تام استوپارد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رُزنکرانتس و گیلدنسترن مرده‌اند</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اگزیستانسیالیسم</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://artstudiessj.ut.ac.ir/article_105619_59845e3f683060ab13856757bdd7662c.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علمی مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات هنرهای زیبا</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>شماره ۱۲ و ۱۳</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیلی از موسیقی محض/مطلق در فرهنگ موسیقی معاصر ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>26</FirstPage>
			<LastPage>43</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">105620</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مهدیه</FirstName>
					<LastName>لطفی پشتهانی</LastName>
<Affiliation>گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">«موسیقی مطلق/محض» مفهومی است که اولین‌بار توسط رمانتیک‌ها در معنای موسیقی سازی مطرح شد که عاری از مفاهیم فراموسیقی، متن، برنامه و عنوان توصیفی باشد. موسیقی مطلق که در فرهنگ موسیقی کلاسیک ایرانی نیز مطرح است، در واقع، نه به‌عنوان موسیقی فاقد محتوا یا معنا، بلکه به‌عنوان موسیقیِ بیان‌کنندة معنایی ناگفتنی یا غیرقابل‌تصور شناخته می‌شود. تحلیل و تبیین موسیقی مطلق/محض در ایران موضوعی حائز اهمیت است که در این تحقیق با تمرکز بر مصادیقی از فرهنگ موسیقی معاصر ایران واکاوی و تفسیر می‌شود. نتایج این تحقیق با بررسی سؤال اینکه موسیقی محض چه ویژگی‌هایی در فرهنگ موسیقاییِ کلاسیکِ معاصر ایران، یعنی از عهد قاجار تا به امروز، دارد؟ همراه است. بنابراین هدف اصلی از انجام این تحقیق، تحلیل موسیقی محض در فرهنگِ موسیقیِ کلاسیکِ معاصرِ ایران است. روش تحقیق در این پژوهش از نظر هدف بنیادی-نظری، از نظر روش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد تاریخی و از نظر گردآوری اطلاعات، کتابخانه‌ای-الکترونیکی است. از نتایج این تحقیق می‌توان استنتاج کرد که موسیقی کلاسیک معاصر ایران را می‌توان به دو گروه موسیقی محض و توصیفی طبقه‌بندی کرد. موسیقی سازیِ مطلق/محض خود در دو شکل به منصه ظهور می‌رسد: 1. بداهه‌پردازی 2. ردیف دستگاه موسیقی ایرانی که دارای قالب‌های فرمیک مشخصی از قبیل پیش‌درآمد، درآمد، چهارمضراب، رِنگ و ضربی هستند؛ البته قطعاتی از این دو گروه محض به شمار می‌آیند که فاقد عنوان توصیفی باشند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موسیقی محض</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موسیقی مطلق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موسیقی معاصر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موسیقیِ قاجار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بداهه‌پردازی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://artstudiessj.ut.ac.ir/article_105620_0c20485a1537ea38a12b8512b7c5572b.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علمی مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات هنرهای زیبا</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>شماره ۱۲ و ۱۳</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه‌ای درباره مفهوم «جنگ» در تابلوهایِ قحطی از حسین بهزاد و تَلی از مردگان از فرانسیسکو گُویا</VernacularTitle>
			<FirstPage>44</FirstPage>
			<LastPage>53</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">105621</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مریم</FirstName>
					<LastName>خوشنودی‌فرد</LastName>
<Affiliation>دانشجوی کارشناسی‌ارشد نقاشی، دانشکده هنر، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جهانبخش</FirstName>
					<LastName>امیربیگی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری هنرهای تجسمی، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مصائب جنگ بر کسی پوشیده نیست و با نگاهی گذرا به تاریخ هنر شاهد آثاری هستیم که به روایت‌های مختلف به جنگ پرداخته‌اند و این امر حاکی از این موضوع است که هنرمندان در مقام عضوی از جامعه‌، اوضاع جامعه‌شان را منعکس می‌کنند. پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم جنگ در تابلوهایِ «&lt;em&gt;قحطی&lt;/em&gt;» از حسین بهزاد و «&lt;em&gt;تَلی از مردگانِ&lt;/em&gt;» از گُویا، و براساس رویکرد بازتاب و در مطالعه‌ای تطبیقی فراهم آمده است؛ نیز طرز نگاه این هنرمندان به جامعه و بازتاب اوضاع اجتماعی را در آثارشان تحلیل کرده است. همچنین در پیِ پاسخ به این پرسش است که وقایعِ اجتماعی چگونه در این آثار تجسد یافته؟ این پژوهش از روش توصیفی‌تحلیلی بهره برده و با جمع‌آوری اطلاعات از منابع کتابخانه‌ای و الکترونیکی، به‌قصدِ تحلیل کیفی داده‌ها، پژوهش مذکور را سامان داده است. جامعه آماری تحقیق، متشکل از آثار دو هنرمند نام‌برده است که از میان آثارشان، دو نمونه به‌صورتِ هدفمند انتخاب شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که هنرمندانِ مزبور توجه خاصی به مشکلات طبقۀ فرودست جامعه داشته‌اند و این، از روحیه دغدغه‌مند ایشان برآمده است؛ و به‌تبعِ چنین نگاهی، آثارشان به‌مثابۀ آینۀ تمام‌نمای اجتماع است. هر دو هنرمند در قبال وقایع جامعه‌شان با حساسیّتی ویژه به بازتاب واقع‌نمایِ متأثر از سُننِ فرهنگی که در متن جامعه در جریان بوده و خود در آن ‌زیسته‌اند، پرداخته‌اند. مشابهت‌های فرمی و محتوایی شکل‌گرفته در این دو اثر، فارغ از احتمالِ اقتباس بهزاد از اثر گُویا در طول سفر سیزده‌ماهه‌اش به پاریس، همچون «توارد» برداشت شده است.   </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جنگی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قحطی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حسین بهزاد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فرانسیسکو گویا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رویکرد بازتاب</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://artstudiessj.ut.ac.ir/article_105621_4ea04375048c3ba608b2a23130ab1d5a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علمی مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات هنرهای زیبا</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>شماره ۱۲ و ۱۳</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>ریشه یابی مفهوم شاخ (گاو و بز) در فرهنگ اسطوره‌ای ایران و بین‌النهرین</VernacularTitle>
			<FirstPage>54</FirstPage>
			<LastPage>68</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">105622</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>آزاده</FirstName>
					<LastName>ماله میر</LastName>
<Affiliation>گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، پردیس هنرهای زیبا، تهران، ایران، دانشگاه تهران.</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">نقش جانوران شاخ‌دار ازآغاز تاریخ، موضوع آثار هنری پیش از تاریخ بوده و نمایش این جانوران علاوه‌ بر نماد باروری، به سبب تاثیر عقاید جادویی یا مذهبی انجام می‌گرفته؛ همچنین شاخ قوچ و گاو را نماد آفرینش و شعاع نور دانسته‌اند. نشانه‌های زیادی از قوچ، گاو و شاخ‌هایشان از دوران باستان برجای مانده است. با توجه به تقدس و اهمیت گاو و بز، از دوران کهن تاکنون و استفاده از نقش آن‌ها در آثار باقی‌مانده از فرهنگ‌های مختلف، اولا، چرا شاخ این حیوانات به عنوان یک نماد مهم، به عنوان یک عنصر مقدس شناخته شده است؟ در آثار دوره‌های بعد نیز این عنصر را می‌بینیم که در کنار ماه یا خورشید قرار گرفته و مهم شمرده شده‌اند. دوم، این سوال وجود دارد که چرا امروزه هم با این واژه مواجهیم: «شاخ خوش‌یمن است، خوش‌شانسی می‌آورد»، ریشۀ این تفکر در چیست؟ هدف از این پژوهش ریشه‌یابی معنا و مفهوم شاخ به عنوان یک عامل مقدس از دوران کهن تا کنون است و در آثار هنری و فرهنگی قبل از تاریخ تا به امروز مورد توجه قرار گرفته است. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی است. جمع‌آوری اطلاعات با استفاده از منابع متنی، تصویری، به شیوۀ کتابخانه‌ای و میدانی از موزه‌ها و منابع اینترنی، پرداخته شده است. براساس جامعۀ آماری از تصاویر یافت شده، آثار باقی‌مانده درخصوص مفاهیم جانوری در حوزۀ پیکرنگاری و نقش برجسته، سفالگری و مفرغ‌های لرستان در ایران و بین‌النهرین مشاهده می‌شوند؛ نتیجۀ پژوهش، ریشه‌یابی مفهومی «شاخ»، از نمادهای کهن در زندگی مردم پیش از تاریخ تا به امروز است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شاخ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاونر/ماده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بز/قوچ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نماد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسطوره</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://artstudiessj.ut.ac.ir/article_105622_a1a886c3bebe07bd29332a4dc10f7258.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علمی مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات هنرهای زیبا</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>شماره ۱۲ و ۱۳</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>ویکو و تاریخ‌گرایی زیبا‌شناختی - اریش اوئرباخ</VernacularTitle>
			<FirstPage>69</FirstPage>
			<LastPage>77</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">105623</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ادریس</FirstName>
					<LastName>رنجی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکد‌ه‌ی ادبیات و زبان‌های خارجی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">منتقدان مدرن هنر یا ادبیات آمادگی یکسانی برای درک، بررسی و ارزیابی آثار جوتتو، میکل‌آنژ، میکل‌آنژ و رامبراند، رامبراند و پیکاسو، پیکاسو و مینیاتور ایرانی؛ یا راسین و شکسپیر، چاسر و الکساندر پوپ، اشعار غنایی چینی و تی. اس. الیوت دارند. مرجع دانستن برخی دوره‌ها یا هنرمندان مختلف از سوی آنان دیگر به دلیل برخی قواعد تحمیل‌شده بر آنان یا داوری‌های مستولی بر احساسات همه‌ی معاصران ما نیست، بلکه چنین اولویت‌هایی صرفا ارجحیت‌های شخصی‌اند که از سلیقه‌ی فردی یا تجربه‌ی فردی نشئت می‌گیرند. هیچ‌کس وقعی به نظر منتقدی نمی‌نهد که هنر شکسپیر یا رامبراند یا حتی نقاشی‌های انسان‌های نخستین عصر یخبندان را به این دلیل که از معیارهای زیباشناختی احراز شده با نظریه‌ی کلاسیک یونانی یا رومی پیروی نمی‌کنند به کج‌سلیقگی محکوم کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[...]</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://artstudiessj.ut.ac.ir/article_105623_507aec71e752a2fa34e5f4baafb0b14c.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علمی مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات هنرهای زیبا</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>شماره ۱۲ و ۱۳</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>نقد فیلم - رابین وود</VernacularTitle>
			<FirstPage>78</FirstPage>
			<LastPage>90</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">105624</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>وحیداله</FirstName>
					<LastName>موسوی</LastName>
<Affiliation>استادیار، دانشکدۀ هنرهای دیجیتال، دانشگاه صدا و سیما، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">اصطلاح «منتقد» اغلب به‌شکلی بسیار آزادانه به‌کار می‌رود و کمابیش به این معناست: «کسی که درباره‌ی هنر می‌نویسد». اما اگر بخواهیم به تعریف دقیق‌تری از آن برسیم، باید آن را از اصطلاحات مرتبطی که اغلب با آن درآمیخته (و خلط) می‌شود، متمایز کرد: ریویونویس، پژوهشگر و نگره‌پرداز. البته، این تمایز هرگز مطلق نیست، زیرا منتقد در روابطی همپوشان با هرسه‌ی این‌ها هستی می‌یابد؛ بااینحال باید میان آنها تمایز گذاشت.
[...]</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://artstudiessj.ut.ac.ir/article_105624_fee0db936a3fc6ec92c5b8e3760bd8db.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علمی مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات هنرهای زیبا</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>شماره ۱۲ و ۱۳</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>ادراک زیبایی‌شناختی معماری - هنری فرانسیس مالگریو</VernacularTitle>
			<FirstPage>91</FirstPage>
			<LastPage>104</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">105625</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سمیه</FirstName>
					<LastName>موسویان</LastName>
<Affiliation>دکتری تخصصی معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات،تهران، ایران.</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>02</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این که کسی امروزه در محافل معماری از ایده‌ی «زیبایی‌شناسی» سخن بگوید، تقریباً به عنوان نوعی جسارت تعبیر می‌شود. [البته این] واکنش قابل درک است. گرچه این ایده و ارتباط آن با «زیبایی» دارای پیشینه‌ای طولانی و جایگاهی والامرتبه در تاریخ اندیشه‌ی معماری بوده است _ از ته‌رنگ‌های وابسته به عشق شهوانی ونوستوس ویتروویوسی (مشتق از الهه ونوس) گرفته تا تناسبات آلبرتی _ این اصطلاح امروزی برای بسیاری غیرجدی به نظر می‌رسد. مردم در زبان روزمره خود ممکن است از غروب دیدنی خورشید یا زیبایی فرازمینیِ شریک عاطفی‌شان سخن بگویند، اما معماران و دیگر نخبگان [عرصه‌ی] هنر معمولاً از [به‌کارگیری] چنین اصطلاحاتی پرهیز می‌کنند. هنگامی‌که معماران در یک استودیو طراحی یا در ارائه‌ای برای کارفرما قضاوتی زیبایی‌شناختی می‌کنند، آن‌ها ناگزیر این کار را با نوعی عذاب وجدان انجام می‌دهند؛ و غالباً با احساسی از گناه به موضوع زیبایی‌شناسی نزدیک می‌شوند. می‌توان دلیل این ناراحتی معماران را تا چندین قرن گذشته ردیابی کرد، اما باید گفت که بخش زیادی از این وضعیت ناشی از تحولات قرن بیستم است.</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://artstudiessj.ut.ac.ir/article_105625_5e2dd95a7cab37f2414dc32be0e2d5b1.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علمی مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات هنرهای زیبا</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>شماره ۱۲ و ۱۳</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>هنرها و معلولیت - انا هیکی‌مودی</VernacularTitle>
			<FirstPage>105</FirstPage>
			<LastPage>120</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">105626</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زهره</FirstName>
					<LastName>مرادی</LastName>
<Affiliation>استادیار، گروه صنایع دستی، دانشکد‌ه‌ی علوم انسانی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران.</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>11</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هنر منبعی تعیین‌کننده برای بیانگری افراد دارای معلولیت بوده و همچنین به شیوه‌هایی اساسی، نمایانگر ایشان است. آثار هنری خلق‌شده توسط هنرمندان دارای معلولیت می‌تواند احساسات مخاطب را نسبت به این افراد تعمیق و گسترش بخشد، یا به تعبیری دیگر، خلق چنین آثاری قادر به ایجاد تغییرات اجتماعی است. لازم به تأکید است که محتوای تمامی آثار هنرمندان دارای معلولیت، لزوماً متمرکز بر موضوع معلولیت نیست. این تفکیک مفهومی میان «هنرمند دارای معلولیتی که اثر هنری خلق می‌کند» و «خَلق اثری هنری که به بررسی پدیده معلولیت می‌پردازد»، اغلب تمایزی حیاتی برای فعالان حوزه توسعه «هنر معلولیت» به مثابه یک جنبش اجتماعی محسوب می‌شود. در پرتو این تمایز، هنر در تمامی اشکال خود می‌تواند شناختی عمیق و تأثیرگذار در باب معلولیت فراهم آورد و همزمان، مسیر حرفه‌ای ارزشمندی را نیز هموار سازد. هنگامی‌که یک اثر هنری توسط هنرمند دارای معلولیت خلق شده و مستقیماً معطوف به مسائل مرتبط با معلولیت باشد، عموماً تحت عنوان «هنر معلولیت» طبقه‌بندی می‌شود. در مقابل، آثاری که توسط افراد دارای معلولیت تولید شده اما محتوای آن‌ها نامرتبط با تجربه معلولیت باشد، لزوماً در زمره هنر معلولیت قرار نمی‌گیرند. این مجموعه از آثار که کمتر متوجه «سیاست هویتی» هستند، حائز اهمیت بوده و شایسته بررسی مستقل نیز هستند.</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://artstudiessj.ut.ac.ir/article_105626_bdb6760d9cb9815059f093da6dcf0344.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علمی مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات هنرهای زیبا</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>شماره ۱۲ و ۱۳</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>مخاطب‌شناسی نمایشگاه «چشم در چشم»، موزۀ هنرهای معاصر تهران (۱۴۰۳)</VernacularTitle>
			<FirstPage>121</FirstPage>
			<LastPage>131</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">105627</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد مصطفی</FirstName>
					<LastName>یزدان‌پناه</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری هنرهای تجسمی؛ گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>بارین</FirstName>
					<LastName>هدایت وزیری</LastName>
<Affiliation>دانشجوی کارشناسی شهرسازی، دانشکده شهرسازی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"></OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://artstudiessj.ut.ac.ir/article_105627_d96dc6a824d9a194453b8e0400b95bb1.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علمی مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات هنرهای زیبا</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>شماره ۱۲ و ۱۳</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>آمریکایی دیگر: مصاحبهٔ جیم کسپر با فیلیپ تولدانو در مورد پروژهٔ اخیرش و خلق اثر با فرمان‌ٰهای متنی</VernacularTitle>
			<FirstPage>132</FirstPage>
			<LastPage>141</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">105628</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>نجات‌بخش</LastName>
<Affiliation>گروه عکاسی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">فیلیپ تولدانو، عکاس شناخته‌شده، در آثار خود همواره مرزهای سنتی عکاسی را به چالش کشیده و از رسانه‌های نو برای بازآفرینی واقعیت بهره برده است. او علاوه بر پروژه‌های مستندِ مبتنی بر واقعیت، سال‌ها مجموعه‌هایی با جزئیات دقیق و چشم‌اندازهای واقع‌گرایانه از «کابوس‌آبادها» خلق کرده که مستلزم همکاری تیمی گسترده شامل طراحان صحنه، میک‌آپ آرتیست‌ها، بازیگران، نورپردازان و تدوینگران بوده است. تولدانو در تازه‌ترین پروژه خود با عنوان «آمریکای دیگر» به جای ثبت لحظه‌ها با دوربین، از هوش مصنوعی برای بازنمایی «گذشته‌های جایگزین» استفاده می‌کند؛ رویکردی که مرز میان واقعیت و تخیل را بیش از پیش کمرنگ کرده و پرسش‌های تازه‌ای درباره اعتبار تصاویر و خاطرات بصری برمی‌انگیزد.&lt;br /&gt;او در گفت‌وگو با جیم کسپر از وب‌سایت لنز کالچر توضیح می‌دهد که این تغییر مسیر چگونه رخ داده است. تولدانو پیش‌تر طی پنج تا شش سال پروژه‌ای با نام «ایالات متحده توطئه‌ها» را دنبال می‌کرد که در آن تلاش داشت دنیای ذهنی حامیان تئوری‌های توطئه در دوره ریاست‌جمهوری ترامپ را بازسازی کند. او با مشاهده گسترش باورهای نادرست در جامعه آمریکا به این نتیجه رسید که در شرایط کنونی، گذشته و حقایق دیگر اموری ثابت و واحد نیستند بلکه تا حدی «انتخاب» به شمار می‌آیند. به این ترتیب، استفاده از هوش مصنوعی در پروژه جدید او نه فقط ابزاری فنی، بلکه پاسخی مفهومی به این وضعیت تلقی می‌شود.</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://artstudiessj.ut.ac.ir/article_105628_74f6979c3849cd40593aa01a5e9bab19.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علمی مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات هنرهای زیبا</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>شماره ۱۲ و ۱۳</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>درنگی در عنوان «هنراسلامی» و سایر عناوین جایگزین</VernacularTitle>
			<FirstPage>142</FirstPage>
			<LastPage>149</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">105629</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>طاها</FirstName>
					<LastName>صنیع زاده</LastName>
<Affiliation>گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">بدون تردید هنر اسلامی، به‌عنوان یکی از اقسام مهم هنر دینی که تحول شگرفی در تاریخ هنر پدید آورد، جایگاه رفیعی در مطالعات تاریخی و مباحث نظری هنر جهان دارد. با این وجود، از دهه‌های گذشته تاکنون، در باب چگونگی امکان استفاده از عنوان «هنر اسلامی» اختلافاتی وجود داشته است. به نحوی که برخی پژوهشگران کوشیده‌اند با ابداع اصطلاحاتی نوین، جایگرین‌هایی برای واژۀ «هنر اسلامی» پدید آوردند. هدف اصلی این نوشتار، بازاندیشی در تعدادی از این واژگان جایگزین است تا دریابد آیا این عناوین جدید توانسته‌اند به نحو مطلوب‌تر و دقیق‌تری نسبت به «هنر اسلامی»، ماهیت این هنر را توصیف نمایند؟ پژوهش حاضر که از گروه تحقیقات بنیادین و کیفی است، به روش توصیفی-تحلیلی و با شیوۀ گردآوری اطلاعاتِ کتابخانه‌ای نگاشته شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، عناوین «هنر عربی/ هنر اَعراب» با تأکید بر عامل قومیت، «هنر مسلمانان» با توجه ویژه به نقش هویت دینی هنرمند، «هنر جهان اسلام» بر اساس اهمیت‌بخشی به جغرافیای سیاسی و تمدنی و «هنر دورۀ اسلامی» با برجسته‌نمودن عنصر زمان، هریک به قصد ارائۀ نگاهی جدید به هنر اسلامی پدید آمده‌اند؛ لیکن هرکدام به دلایلی، قادر به پاسخگویی به همه سؤالات و تناقضات نیستند. از این رو، واژۀ «هنر اسلامی» همچنان بنیادین‌ترین عنوان در این حوزه است. اما لازم است اندیشمندان با توجهِ بیشتر به دو عامل «متن مقدس» و «تعالیم دینی»، نقش اندیشۀ اسلامی در شکل‌دهی به فرم و محتوای هنر اسلامی را بیش از پیش تبیین نمایند تا ابهاماتی که در این خصوص در گذشته مطرح شده، مرتفع گردد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هنر اسلامی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هنر عربی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هنر جهان اسلام</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هنر مسلمانان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هنر دینی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://artstudiessj.ut.ac.ir/article_105629_a624f03fc5d1810202c2eeed593eb716.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن علمی مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات هنرهای زیبا</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>شماره ۱۲ و ۱۳</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>نقد نمایشگاه «برزخ» هادی عرب‌نرمی</VernacularTitle>
			<FirstPage>150</FirstPage>
			<LastPage>156</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">105630</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>شهبازی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2026</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"></OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://artstudiessj.ut.ac.ir/article_105630_8954d204fa23d919974d15ae11a61e22.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
