نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
دانشگاه هنر تهران
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی دو نمایشنامهی هملت اثر ویلیام شکسپیر و روزنکرانتس و گیلدنسترن مردهاند اثر تام استوپارد از منظر فلسفهی اگزیستانسیالیسم میپردازد. در هر دو اثر، شخصیتها در جهانی گرفتار آمدهاند که امکان کنشگری آزادانه در آن محل تردید است. هملت، هرچند ظاهراً درگیر انتخاب و مسئولیت فردی است، اما تحت نیرویی اجتنابناپذیر به سوی انتقام سوق داده میشود. از طرفی، نمایشنامهی استوپارد، با اتخاذ رویکردی پوچگرایانه، جهانی را ترسیم میکند که در آن شخصیتها فاقد هویت مستقل، ارادهی مشخص و توانایی تأثیرگذاری بر سرنوشت خود هستند. پژوهش حاضر با تمرکز بر نظریات اگزیستانسیالیستی، این دو اثر را از منظر مفاهیمی چون تقدم وجود بر ماهیت، اختیار و ارادهی آزاد، جبر، و هویت برخوردار از آگاهی تحلیل میکند. روششناسی این پژوهش کیفی و از نوع نظری-بنیادی، مبتنی بر تحلیل تطبیقی و تحلیل محتوای کیفی بوده و دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای گردآوری شدهاند. تحلیل دادهها به روش تفسیری-مفهومی انجام شده و رویکرد پژوهش اگزیستانسیالیستی است. نتایج پژوهش نشان میدهند که در هر دو نمایشنامه، شخصیتها در چارچوبی بسته، بیآنکه کنترلی واقعی بر سرنوشت خود داشته باشند، بهسوی نقطهی نهایی ناگریزشان پیش میروند؛ با این تفاوت که در اثر استوپارد، این وضعیت از طریق روایت و ساختار اثر، وضوح بیشتری یافته و با زیر سؤال بردن مفهوم ارادهی آزاد، نگاهی بدبینانهتر نسبت به موقعیت انسان در جهان ارائه میدهد. تحقیق پیش رو درصدد ارائهی خوانشی انتقادی از اگزیستانسیالیسم، نشان میدهد که آزادی انسان تا چه میزان تحت تأثیر مفاهیمی چون شرایط محیطی و جبر ساختاری قرار دارد.
کلیدواژهها