نوع مقاله : ترجمه
نویسنده
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدهی ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
چکیده
منتقدان مدرن هنر یا ادبیات آمادگی یکسانی برای درک، بررسی و ارزیابی آثار جوتتو، میکلآنژ، میکلآنژ و رامبراند، رامبراند و پیکاسو، پیکاسو و مینیاتور ایرانی؛ یا راسین و شکسپیر، چاسر و الکساندر پوپ، اشعار غنایی چینی و تی. اس. الیوت دارند. مرجع دانستن برخی دورهها یا هنرمندان مختلف از سوی آنان دیگر به دلیل برخی قواعد تحمیلشده بر آنان یا داوریهای مستولی بر احساسات همهی معاصران ما نیست، بلکه چنین اولویتهایی صرفا ارجحیتهای شخصیاند که از سلیقهی فردی یا تجربهی فردی نشئت میگیرند. هیچکس وقعی به نظر منتقدی نمینهد که هنر شکسپیر یا رامبراند یا حتی نقاشیهای انسانهای نخستین عصر یخبندان را به این دلیل که از معیارهای زیباشناختی احراز شده با نظریهی کلاسیک یونانی یا رومی پیروی نمیکنند به کجسلیقگی محکوم کند.
[...]