نوع مقاله : ترجمه
نویسنده
مدرس دانشگاه علم و فرهنگ تهران
چکیده
این که کسی امروزه در محافل معماری از ایدهی «زیباییشناسی» سخن بگوید، تقریباً به عنوان نوعی جسارت تعبیر میشود. [البته این] واکنش قابل درک است. گرچه این ایده و ارتباط آن با «زیبایی» دارای پیشینهای طولانی و جایگاهی والامرتبه در تاریخ اندیشهی معماری بوده است _ از تهرنگهای وابسته به عشق شهوانی ونوستوس ویتروویوسی (مشتق از الهه ونوس) گرفته تا تناسبات آلبرتی _ این اصطلاح امروزی برای بسیاری غیرجدی به نظر میرسد. مردم در زبان روزمره خود ممکن است از غروب دیدنی خورشید یا زیبایی فرازمینیِ شریک عاطفیشان سخن بگویند، اما معماران و دیگر نخبگان [عرصهی] هنر معمولاً از [بهکارگیری] چنین اصطلاحاتی پرهیز میکنند. هنگامیکه معماران در یک استودیو طراحی یا در ارائهای برای کارفرما قضاوتی زیباییشناختی میکنند، آنها ناگزیر این کار را با نوعی عذاب وجدان انجام میدهند؛ و غالباً با احساسی از گناه به موضوع زیباییشناسی نزدیک میشوند.میتوان دلیل این ناراحتی معماران را تا چندین قرن گذشته ردیابی کرد، اما باید گفت که بخش زیادی از این وضعیت ناشی از تحولات قرن بیستم است.