درنگی در عنوان «هنراسلامی» و سایر عناوین جایگزین

نوع مقاله : نقد و گفت‌و‌گو

نویسنده

گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

بدون تردید هنر اسلامی، به‌عنوان یکی از اقسام مهم هنر دینی که تحول شگرفی در تاریخ هنر پدید آورد، جایگاه رفیعی در مطالعات تاریخی و مباحث نظری هنر جهان دارد. با این وجود، از دهه‌های گذشته تاکنون، در باب چگونگی امکان استفاده از عنوان «هنر اسلامی» اختلافاتی وجود داشته است. به نحوی که برخی پژوهشگران کوشیده‌اند با ابداع اصطلاحاتی نوین، جایگرین‌هایی برای واژۀ «هنر اسلامی» پدید آوردند. هدف اصلی این نوشتار، بازاندیشی در تعدادی از این واژگان جایگزین است تا دریابد آیا این عناوین جدید توانسته‌اند به نحو مطلوب‌تر و دقیق‌تری نسبت به «هنر اسلامی»، ماهیت این هنر را توصیف نمایند؟ پژوهش حاضر که از گروه تحقیقات بنیادین و کیفی است، به روش توصیفی-تحلیلی و با شیوۀ گردآوری اطلاعاتِ کتابخانه‌ای نگاشته شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، عناوین «هنر عربی/ هنر اَعراب» با تأکید بر عامل قومیت، «هنر مسلمانان» با توجه ویژه به نقش هویت دینی هنرمند، «هنر جهان اسلام» بر اساس اهمیت‌بخشی به جغرافیای سیاسی و تمدنی و «هنر دورۀ اسلامی» با برجسته‌نمودن عنصر زمان، هریک به قصد ارائۀ نگاهی جدید به هنر اسلامی پدید آمده‌اند؛ لیکن هرکدام به دلایلی، قادر به پاسخگویی به همه سؤالات و تناقضات نیستند. از این رو، واژۀ «هنر اسلامی» همچنان بنیادین‌ترین عنوان در این حوزه است. اما لازم است اندیشمندان با توجهِ بیشتر به دو عامل «متن مقدس» و «تعالیم دینی»، نقش اندیشۀ اسلامی در شکل‌دهی به فرم و محتوای هنر اسلامی را بیش از پیش تبیین نمایند تا ابهاماتی که در این خصوص در گذشته مطرح شده، مرتفع گردد.

کلیدواژه‌ها