شکل‌دهی به امر میان‌فردی: گامی به سوی چارچوبی نشانه‌شناختی- اجتماعی برای تحلیل معنای میان‌فردی در تندیس‌ها

نوع مقاله : ترجمه

نویسنده
دانش آموخته کارشناسی ارشد رشتۀ تاریخ هنر جهان اسلام، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکدۀ هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
چکیده
پرسش بنیادین مقالۀ حاضر آن است که «تندیس‌ها چگونه معنای میان‌فردی را انتقال می‌دهند؟» نگارندگان به منظور پاسخ به این پرسش، چارچوب تحلیلی نشانه‌شناسی اجتماعی موجود برای مطالعۀ تندیس‌ها را به‌طور خلاصه و به‌شیوه‌ای انتقادی واکاوی کرده و چارچوبی بازنگری‌شده برای تحلیل معنای میان‌فردی تدوین کرده‌اند. در این چارچوب، مؤلفه‌هایی از اثر کرس و ون‌لووِن با عنوان خوانش تصاویر: دستور طراحی بصری و مؤلفه‌های منتخبی از چارچوب اُتول در کتاب زبان هنر نمایش‌یافته (2011) برای تحلیل آثار مجسمه‌سازی با یکدیگر تلفیق شده‌اند. این مؤلفه‌ها همچنین با بهره‌گیری از یافته‌های پژوهشی در حوزه‌های حرکات بدن، زبان بدن و حالات چهره بسط یافته و یا تکمیل شده‌اند. افزون بر این، در راستای هم‌خوانی با پژوهش‌های متأثر از زبان‌شناسی نقش‌گرای نظام‌مند ، از شبکه‌های نظام‌مند برای ترسیم ویژگی‌های مادی و معناشناختی (میان‌فردی) بالقوۀ تندیس‌های پیکره‌نما و نمایش پیکربندی‌های ممکن میان این ویژگی‌ها استفاده شده است. اگرچه تمرکز این مقاله بر معنای میان‌فردی است، نگارندگان اذعان دارند که در رویکرد نشانه‌شناسی اجتماعی، وابستگی متقابلی میان معانی میان‌فردی، تجربی (بازنمودی) و متنی (ترکیبی) وجود دارد و این معانی در بافت موقعیتی خاص شکل می‌گیرند. مقالۀ حاضر چنین وابستگی متقابلی را صرفاً به‌صورت اجمالی مورد توجه قرار داده است، اما چارچوب پیشنهادی، نقطۀ آغازی برای تبیین نحوۀ پیکربندی مؤلفه‌های میان‌فردی و نمودهای آن در تندیس‌ها با معانی بازنمودی و ترکیبی و نمودهای آن‌ها فراهم می‌کند. در شرایطی که توجه جهانی به تندیس‌ها و معانی اجتماعی گاه مناقشه‌برانگیز آن‌ها معطوف شده است، مقالۀ حاضر فرصتی به‌هنگام در اختیار طیفی از کاربران، از جمله نشانه‌شناسان اجتماعی یا مربیان و دانشجویان هنر قرار می‌دهد تا از مسیر یک چارچوب تحلیلی نظام‌مند، نحوۀ ارتباط میان‌فردی تندیس‌ها با ناظران را بررسی کنند. این مقاله همچنین گامی کلیدی در راستای توجه به این مسئله برمی‌دارد که پیکربندی مؤلفه‌های میان‌فردی، بازنمودی و ترکیبی چگونه قادر است کشمکش‌های بافتی را در ارتباط با پیام کلی که به‌وسیلۀ تندیس منتقل می‌شود معناپردازی کند.
کلیدواژه‌ها